ابیانه آتشی در دل خاکستر
ابیانه آتشی در دل خاکستر

تارنمای اطلاع رسانی و پژوهشی روستای تاریخی ابیانه و تاریخ باستان

راهنمای گردشگری محلی ابیانه

 

راهنمای اماکن تاریخی ابیانه در روستای تاریخی

 

رضا نجفی ابیانه

شماره تماس :

09123388882

 

 

ابیانه آتشی در دل خاکستر

ویونا کهن دیار


برچسب‌ها: راهنمای گردشگری ابیانه, راهنمای ابیانه, راهنمای محلی ابیانه
نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

آیا می دانید...

 ریشه ی تاریخی حلقه ای که درهنگام ازدواج عروس و داماد در دست هم می کنند چیست؟

 

این حلقه نماد عهد و پیمان و مهر است و در آیین مهر پرستی که قبل از آیین زرتشتی در ایران رواج داشته است بوجود آمده است و در آیین زرتشتی و همچنین بعدها تا امروزه بعنوان نشان عهد و پیمان مورد پذیرش قرار گرفته و بصورت رسم در آمده است...

این حلقه ( بصورت نماد پیمان) در نگاره ی فروهر نیز وجود دارد.



لازم به ذکر است که این رسم امروزه علاوه بر کشور ما در بسیاری از کشور های دیگر (اروپایی و ... ) نیز وجود دارد اما بسیاری ریشه ی تاریخی آنرا نمی دانند.


ابیانه آتشی در دل خاکستر


نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

تراُنا ویونا===========محمَرضُ عباُس علی زَمونا

قسم بَـ نون اَداش میون کِرونا قسم بَـ اُوقنُت و اُو روُ خونا

قسم بَـ حُکَ سور و حکَ زاردُد بَـ سرُم بر نِشه ویرَ ویونا

قسم بَـ بُناوَن سر جو پُلیزا قَسم بَـ نون کمر تَه جو کُ ریزا

همیشاو تَـ مِوِسُّ و مِوِسِّ همیشاو ویرَ تَـ بیرُم عزیزا


شعری از محمدرضا زمانی زاده ابیانه به زبان مادری ابیانه دیار کهن
ادامه شعر را در ادامه مطلب بخوانید


ابیانه آتشی در دل خاکستر


برچسب‌ها: ابیانه, ویونا, شعر ابیانه
:ادامه مطلب:
نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

 

راهنمای گردشگری ابیانه

 

1.موقعیت روستای ابیانه:

کاشان - کیلومتر 50 جاده قدیم کاشان-نطنز جاده ای بسمت راست جدا می شود و پس از طی 20 کیلومتر به ابیانه می رسد.از طریق آزاد راه کاشان-اصفهان پس از گذشتن حدود 10 کیلومتر از استراحت گاه "سان آرا" (واقع در 30 کیلومتری کاشان) خروج اضطراری بسمت راست به جاده قدیم کاشان-نطنز وصل می شود.

 

2. از نظر محل های اسکان ابیانه دارای 2 هتل می باشد و تعداد معدودی خانه اجاره ای( حدودا 4 عدد) وجود دارند.تعداد کمی اتاق اجاره ای وجود دارند که بخشی از یک خانه هستند و حدودا دو یا سه خانه هم وجود دارند که بصورت سوئیت کوچک جداگانه هستند.اجاره ی آنها توافقی می باشد و هزینه ی آنها از ۲۰ تا ۱۰۰هزار تومان برای یک شب متغییر است.

 

3. گردشگران می توانند برخی از مواد خوراکی و صنایع دستی و محصولات ابیانه را از  تعدادی سوپر مارکت موجود در مسیر اصلی تهیه نمایند.

برای تهیه ی غذای آماده 2 رستوران و یک فست فود وجود دارند که مشخصات رستورانها به شرح زیر است:

الف." ویونا هتل" وا قع در جاده پایین ابیانه ( مکانی سنتی برای صرف غذا و چایخانه سنتی )

ب. رستوران هتل ابیانه واقع در انتهای جاده بالای ابیانه

4. امکانات اداری :

 بانک صادرات

مخابرات (دارای یک سیستم متصل به اینترنت)(برای دریافت شماره تلفن های اماکن مختلف می توانید با شماره مخابرات03624363333 تماس حاصل نمایید)

درمانگاه

 نانوایی

پایگاه میراث فرهنگی (موزه)

5. همه ی باغ هایی که اطراف روستای ابیانه وجود دارند مالکیت خصوصی هستند و ورود به آنها ممنوع است و  استفاده از آنها بعنوان تفرج گاه مشکلاتی را درپی خواهد داشت و همچنین پیگرد قانونی دارد.به گردشگران توصیه می شود تنها از مسیر اصلی روستا برای بازدید استفاده کنند تا مشکلی برای خود و همچنین افراد محلی بوجود نیاورند.

6. مساله ای که همه ساله باعث بوجود آمدن مشکلاتی برای گردشگران و مردم می شود عکس برداری و فیلم برداری از افراد محلی خصوصا بانوان است.شایان ذکر است که :

هرگونه تصویربرداری (عکس یا فیلم و...)  از افراد محلی خصوصا بانوان ممنوع است و پیگرد شدید قانونی  دارد.


7. بناهای مهم تاریخی برای بازدید:

آتشکده هرپاک (درب آن بسته است)

مسجد جامع (درب آن بسته است )

قلعه های قدیمی

موزه مردم شناسی

بافت تاریخی

مساجد قدیمی

موارد فوق در جهت اطلاع رسانی به گردشگران می باشد تا برنامی سفر خود را به گونه ای تنظیم نمایند و بتوانند از لحظات خود بهترین استفاده را ببرند.

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد موضوع خاصی که در موارد فوق ذکر نشده است این تارنما آماده پاسخ گویی به سوالات شما می باشد.


ابیانه آتشی در دل خاکستر

 


برچسب‌ها: راهنمای گردشگری ابیانه, راهنمای توریست ابیانه, روستای ابیانه, راهنمای ابیانه
نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |


من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.    
کوروش بزرگ



ابیانه آتشی در دل خاکستر
نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

  800x600

تاسوعا وعاشورا در ابیانه:


 

همه ساله در ابیانه مراسم محرم در دو روز تاسوعا و عاشورا با شور و حال خاصی برگزار می گردد که نمونه ی این مراسم را در هیچ جای ایران نمی توان یافت. تاسوعا و عاشورا در ابیانه شامل مراسمی است که از روز تاسوعا شروع شده و تا یک روز بعد از عاشورا با نظم وترتیب خاصی ادامه می یابد. ( بطوریکه هر تازه واردی با داشتن اطلاعات می تواند تمام مراسم ها را بدون هیچ کم و کاستی ببیند.)

از قدیم حتی تا چند سال اخیر نیز رسم بود که از اول محرم تا روز تاسوعا کسانی که از محرم قبل تا محرم امسال فردی از نزدیکان خود را از دست داده بودند هر روز بعد از ظهرها درب منزل خود قالیچه ای را پهن می کردند و نذورات خود را بر روی ان می گذاشتند و همچنین آتشی بر- می افروختند و همه ی مردم خود را موظف می دانستند که برای عرض تسلیت و قرائت فاتحه به درب منازل همه ی صاحبان عزا بروند( متاسفانه این رسم به دلیل مشکلات خاص مردم در چند سال اخیر کمتر به چشم می خورد.)

نکته ی مهمی که قبل از توضیح مراسم باید در اینجا به عرض خوانندگان برسانیم اینکه: ابیانه ای ها به رنگ مشکی اعتقادی ندارند و مشکی را نمادی برای غم و ناراحتی نمی دانند و معتقدند که این رنگ باعث به وجود امدن افسردگی و غم می گردد و به همین دلیل در عزاداری های ابیانه چه مذهبی و چه شخصی کمتر کسی به چشم می خورد که لباس مشکی بپوشد و تمام مردم پیرو جوان در تمام ایام سال و مخصوصا تاسوعا و عاشورا زیبا ترین و رنگارنگ ترین لباسها را می پوشند.( شاید این سوال پیش اید که چرا با وجود چنین عقیده ای مردان شلوار سنتی مشکی می پوشند؟ در پاسخ می توان گفت : لباس مردان ابیانه در گذشته علاوه بر شلوار گشاد . قبا (ghaba ) نیز بوده  است که بصورت لباس یلندی است  که روی شلوار را می پوشاند و تاریکی شلوار در روشنی و رنگارنگ بودن قبا از بین می رفته است اما چون این سنت از بین رفته سیاهی شلوار نمایان شده است).

 

و اما مراسم تاسوعا وعاشورا :

 

در شب تاسوعا حدود ساعت 8 در مسجدی به نام  مسجد یسمان (yosman ) مراسمی برگزار می گردد که " ذاکری " نام دارد بدین صورت که مردم محله ی "یسمان " در مسجد محل جمع شده و نوحه هایی را با اهنگ های خاص خود زمزمه می کنند. دو نفر (یا بیشتر) از مردم محل شعرها را می خوانند ودیگر مردم در جواب انها تکرار می کنندو اشعار زیر خوانده می شود:

 

ما ذاکر  اولاد   رسول    ثقلینیم    ای    وای     مصیبت    

ما جمله سیه پوش و عزا دار حسینیم ای وای مصیبت

 

 

ای فلک خوارو مکن دور از وطنان را      صیدکفارو مکن عباس جوان را

 

 

ز ستم خم شد کمر زینب       ز الم خون شد جگر زینب

 

 

و این مراسم با صرف نذورات مردم به پایان می رسد و مردم برای روز تاسوعا آماده می شوند.

 

در صبح روز تاسوعا مردم در جنب و جوش هستند عده ای نخل محله ی بالا را برای گردش در کوچه ها آماده می کنند ( اصطلاحا لباس می پوشانند )  و عده ای نخل پایین . مردم محله ی یسمان نیز برای به حرکت در آوردن دسته ی (هیئت ) "جقجقه" (jaghjagheh )تلاش می کنند.

"جقجقه " یکی از زیبا ترین مراسم در طول محرم ابیانه است  که یک مراسم قدی می به جای مانده از ایران باستان است که جز در ابیانه در هیچ نقطه ی ایران مانند انرا نمی توان دید.( این مراسم  به ارث رسیده از قبل از اسلام و در واقع مراسمی ست که مردم ایران باستان برای سوگ سیاوش اجرا می کردند. ونیز گفته می شود نخل هم نمادی به جای مانده ازاین مراسم است که در زمان ورود اسلام به ایران رنگ و بوی اسلامی به خود گرفته است.)

مراسم جقجقه توسط مردم محله ی یسمان  در ساعت 8 صبح شروع شده و با نوحه ها و سبک ویژه ای در کوچه ها به گردش در می اید .

به این ترتیب که: این دو دسته مانند دسته های زنجیر زنی از دو صف مردان در دو طرف کوچه تشکیل شده که هر یک از مردان دو قطعه چوب استوانه ای به طول تغریبا 7 سانتیمتر و قطر6 سانتیمتر را در دست می گیرند و همراه با آهنگ نوحه ای که توسط چند نفر از اهالی محل خوانده می شود این دو پوب را یکبار بالای سر و یکبار زیر زانو به همدیگر می زنند تعدادی از اشعاری که در این مراسم خوانده می شو د ( با آهنگ خاص ) به شرح زیر است:

 

دیگر امشب ای عزیزان     شب قتل شاه ذین است

بنگر    در  این      بیابان      شه  کربلا   حزین   است

ز     سواره    و    پیاده       همه دست  کین  گشاده

دو   هزار   در   یسارو      سه هزار  در  یمین   است

 

 

ای شیعه بیا خون دل از دیده روان کن     فریاد و فغان از غم این تشنه لبان کن

 

 

 

مسیراین دسته ی عزاداری از مسجد "یسمان" شروع می شود و به ترتیب از مکاه ها (محله) های زیر عبور می کند :

پالیزه (palizeh ) – پخو نگاه(pakhunaga )– پرزله (porzale ) – میان ده- امامزاده ودربازگشت تغریبا همین مسیر را طی می کند. هنگامی که مراسم " جقجقه " تمام می شود مراسم "پرسه" (parse ) شروع می شود بدین صورت که مردم هر سه محل در ابیانه بصورت دسته هایی جمع می شوند وبا زمزمه ی نوحه های ویژه ای که این اشعار نیز دارای اهنگ خاصی هستند در کوچه های محل راه می روند. پس از بازگشت "پرسه " به امامزاده مردم محله ی پایین نخل پایین ده را به حرکت در می اورند و میر نخل پایین بدین ترتیب است: امامزاده-میان ده –چشمه. ( در روز تاسوعا به جز در ابتدا و انتهای مسیر نخل به زمین گذاشته نمی شود اما در روز عاشورا هر جایی که عضوی از یک خانواده در طول یک سال گذشته فوت کرده باشد به نشانه ی احترام وی نخل را درب منزل آنها به زمین می گذارند).هنگامی که نخل محله ی پایین به چشمه می رسد( انتهای مرحله ی اول مسیر ) جهت صرف ناهار و استراحت انرا روی زمین می گذارند و حدودا نخ تا ساعت5/2 بعد از ظهر در چشمه است .

حدود ساعت 1 بعد از ظهر از مسجد یسمان مراسم " شده برداری " (shade) شروع می شود که همانند "پرسه " ی محله های دیگر است و مسیر ان از مسجد یسمان شروع شده و پس از گردش در کوچه های این محل به همان مسجد باز می گردد.

به چشمه باز می گردیم: نخل که چند ساعت پیش در پشمه ساکن شده بود به حرکت در می آید و حرکت این نخل از همان ابتدای مسیر بسیار سخت است . هنگامی که مردم نخل را بر دوش می گیرندباید آنرا از کوهی با شیب تند بالا آورند عده ای زیر پایه های نخل هستند و عده ای طنابی را که به نخل بسته شده بطرف بالا می کشند و یک نفر هم روی نخل می نشیند.

(فلسفه ی نشستن شخص روی نخل در ادامه شرح داده خواهد شد.)این نخل از کوه بالا کشیده می شود و به حسینیه ی محله ی پایین باز می گردد. ( انتهای مسیر در تاسوعا)

در این هنگام مردم محله ی "پل" (pal ) و "یسمان " ( بصورت مشترک ) آماده ی به حرکت در آوردن نخل محله ی بالا می شوند دو دسته ی زنجیر زن یکی از محله ی بالا و دیگری از محله ی یسمان به محله ی "پرزله" که جایگاه نخل محله ی بالا در انجاست می آیند و پس از آنکه از مردم هر دو محل کسب اجازه شد نخل محله ی بالا به حرکت در می اید و مسیر ان به ترتیب زیر است :

"پرزله" – "یسمان" – "چالیزه" – "پخونگاه"(خانقاه) – زیارتگاه – و در ادامه به حسینیه ی محله ی پرزله باز می گردد.

همانطور که گفته شد در تمام طول مسیر ها ( بر روی هر دو نخل ) یک نفر روی نخل می نشیند زیرا اولا: به دلیل کم عرض بودن کوچه ها برای محافظت از نخل و زینت الات موجود بر روی ان وجود این شخص لازم است و ثانیا : این موضوع جزء رسومات ابیانه است که فلسفه ی آن این است که در گذشته نخل ابیانه به دست نجاری در روستای "زنجانبر" ( از روستا های اطراف کاشان) ساخته شده است و عده ای از اهالی ابیانه برای آوردن نخل به این روستا می روند و در مسیر برگشت یکی از افراد سالخورده خسته می شود و با هماهنگی همه این شخص روی نخل می نشیند و قرار بر این می شود که هنگامی که به ابیانه رسیدند همه را به صرف شام مهمان کند و این رسم از گذشته به ارث رسیده که هر کسی که محرم روی نخل می نشیند شام روز عاشورا را باید برای همه ی مردم مهیا کند.( نشستن روی نخل مخصوص افراد خاصی از روستا است که بصورت طایفه ای به انها ارث رسیده است.)

در این مرحله مراسم سنتی روز تاسوعا تمام شده و در مساجد و کوچه ها هیئت های زنجیر زنی ( که یک مراسم نسبتا جدید در ابیانه است ) به عزاداری می پردازند.

 

 

 

 

 

طلوع صبح محرم دمید واویلا       عزای آل محمد رسید واویلا

 

 

این زمزمه ایست که ساعت 3 صبح روز تاسوعا سکوت تاریکی نیمه ی شب را در هم میشکند. این مراسم که اهالی این روستا به آن طلوع می گویند در نیمه ی شب شروع می شود و دسته هایی از هر محله در کل ابیانه از مسیر های خاصی دور می زنند بطوریکه برای نماز صبح و طلوع آفتاب همه ی دسته ها در امامزاده هستند و نذوراتی مانند :آش و ... برای صبحانه پخش می شود و سپس مردم برای مراسم عاشورا آماده می شوند.

پرشور ترین مر حله ی مراسم محرم ابیانه هنگامی ست که صبح عاشورا نخل محله ی بالا به حرکت در می آید. همه ی مردم چه ابیانه ای و چه مهمان ها در محله ی پرزله جمع می شوند و منتظر به حرکت در آمدن نخل هستند و دراین فاصله  چای تازه دمی  که به دست خود اهالی در مسجد پرزله به صورت نذری داده می شود می نوشند.

نخل به حرکت در می آید و امروز روزی است که نخل را باید در مکان های خاصی زمین بگذارند. دسته های زنجیر زن به دنبال نخل به عزا داری می پردازندو نخل محله ی بالا از محله ی پرزله بطرف میان ده حرکت می کند .

همزمان با حرکت نخل محله ی بالا بطف محله ی میان ده ( این محله جنب مسجد جامع قرار دارد.) نخل محله ی پایین هم بطرف این محل حرکت می کندو تنها جایی که هر دو نخل ابیانه در کنار هم دیده می شونددر همین مکان است. پس از دقایقی هر دو نخل به حرکت در می ایند و نخل محله ی پایین تغریبا همان مسیر روز تاسوعا را بطرف چشمه طی می کند با این تفاوت که در جاهایی که خانه های عزادار قالیچه ای را گسترده اند و به پخش نذورات مشغول هستندنخل به زمین گذاشته می شود(برای لحظاتی) و سپس به چشمه برای صرف ناهار برده می شود.

اما مسیری که نخل محله ی بالا طی می کند طولانی تر از نخل محله ی پایین است. نخل بالا پس از حرکت از میان ده به ترتیب به محله های "پالیزه"- " یسمان"– "په باغچه"(pa baghche)

خانقاه . برده می شود ودر بین مسیرها نیز هماند نخل پایین در نقاط مشخص به زمین گذاشته می شودسپس این نخل به آسیاب برده می شود.اسیاب مکانی است که مردم محله ی بالا و همچنین کسانی که پایه های نخل را گرفته اند در ظهر عاشورا به صرف ناهار دعوت هستند. پس از صرف ناهار نخل محله ی بالا در بالاترین قسمت های ده به حرکت خود ادامه می دهد.

همزمان با گردش نخل محله ی بالا در کوچه ها مراسم پرشور بالا کشیدن نخل محله ی پایین از کوه پشمه آغاز می شود (حدود ساعت 2) و عده ای پایه های نخل را می گیرند وبرروی دامنه ی کوه شروع به حرکت می کنند و مردم دیگر نیز ( چه ابیانه ای و چه مهمان ) بر بالای کوه برای تماشا می ایستند بالاخره این نخل با مشکلات فراوان بالا آورده می شود و با حرکت از مسیر خاصی به حسینیه ی پایین ده برده می شود تا جهت استفاده از آن در سالهای بعد از گزند باران و صدمات دیگر مصون بماند.

نخل محله ی بالا هنوز در گردش است این نخل از مسیر "پل" (pal) به طرف محله ی "علی پارنه" (ali pareneh) آورده می شود و سپس با حرکت از کوچه های خاصی این نخل هم بطرف حسینیه ی محله ی پرزله برده می شود.در اینجا حرکت نخل در تاسوعا و عاشوراتمام می شود.

هیئت های زنجیرزنی ( اگر از لحاظ تاریخی بررسی کنیم نسبت به مراسم های دیگر جدید به شمار می آید.) در کوچه ها به نوحه سرایی می پردازند و در آخر از شامی که در هر محله بصورت جداگانه و توسط کسی که در این دو روز روی نخل نشسته است تهیه شده است بهره می برند.

حدود ساعت 8 شب در مسجد یسمان مراسم شام غریبان شروع می شود به این صورت که جوانان دو دسته تشکیل می دهند و با خواندن نوحه ها و اشعار سنتی بطرف امامزا ده حرکت می کنند . زنان و مردان دیگر نیز پشت سر آنها می روند و پس از اینکه لحظاتی را در امامزاده سپری کردند تغریبا از همان مسیر به مسجد یسمان باز می گردند.

در روز بعد از عاشورا ( 11 محرم ) مراسم "بنی اسد " باز هم توسط مردم محله ییسمان اجرا می شود. چند نفر از اهالی محل لباس مخصوصی می پو شند و بیل و کلنگ به دست می گیرند  و مسیر را تا امامزاده ودر برگشت به مسجد یسمان باز می گردندو بانگ بر می دارند:

 

بنی اسد غوغا کنید واویلا      نعش حسین پیدا کنید واویلا

 

 

 

 

 

 

 

 

ابیانه آتشی در دل خاکستر

 

 


برچسب‌ها: تاسوعا و عاشورا, تاسوعا و عاشورا در ابیانه, ابیانه, محرم ابیانه
نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

حمامی که تنها با یک شمع گرم میشد

 

حمام شیخ بهایی یكی از شاهكارهای معماری و مهندسی جهان است. حمام شیخ بهایی مربوط به دوره صفویه است كه با مهندسی شیخ بهایی ساخته شده است، سیستم گرمایی این حمام از شاهكارهای مهندسی با استفاده از قوانین فیزیك و شیمی محسوب می‌شود.
آب این حمام با سیستم "دم و گاز" یعنی از گاز متان فاضلاب مسجد جامع و چكیدن روغن عصارخانه شیخ بهایی كه در مجاورت حمام قرار دارد روشن می‌شده است.

 عصارخانه محلی برای تهیه روغن از دانه‌های روغن بوده است.
این حمام با استفاده از این سیستم پیچیده مهندسی به مدت طولانی تنها با یك شمع روشن می‌شده است.
این حمام از نظر معماری مانند سایر حمام‌های دوره صفویه دارای ویژگی‌های آن دوران است.
متاسفانه تا مدتی پیش این حمام تاریخی به زباله‌دانی و محل تجمع افراد معتاد تبدیل شده بود و جالب اینكه این حمام 30 وارث پیدا كرده بود!!
چندی پیش حفاظت از این اثر منحصر به فرد آغاز شد و به زودی مرمت آن آغاز خواهد شد.
حمام شیخ بهایی در شعاع یكصدمتری جنوب گنبد نظام الملك (جنوب مسجد جامع عتیق) در محله «در دست» قرار دارد.
تاریخ ساخت آن را سال 1065 عنوان می‌كنند و طراحی آن را به شیخ بهایی نسبت می‌دهند.
در اقوال آمده كه این حمام اسرار آمیز خزینه‌ای دارد كه آب آن خودكار و بدون مصرف انرژی مستقیم گرم می‌شده است.
البته بنا برنظر رایج‌انرژی گرمایی حمام از گاز و انرژی مالی فضولات و فاضلاب تامین می‌شده كه از طریق سفالینه‌های تهیه شده و مكش گازهایی چون متان و اكسید گوگرد استفاده می كرده است.
حمام شیخ بهایی بنایی عمومی بوده كه به مرور در تصرف اشخاص درآمده و گفته می‌شود زمانی حتی كارگر حمام نیز ادعایی از حمام داشته است.
در حال حاضر تا پیش از تملك نزدیك به 30 نفر ادعای سرقفلی و مالكیت این اثر را داشتند.


 

ابیانه آتشی در دل خاکستر

 

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

آیا تاکنون ضرب المثل هایی از فارسی ایران باستان شنیده اید؟

 

... و این ها تعدادی از  ضرب المثل هایی است که در زبان پهلوی مردم ابیانه استفاده می کنند:

 

ب ش سر هار کو اکو ب نون بلندتر نا بیروم اداش کا

Ba sha sar har kooe ko ba noon boland tar na birom adash ka.

 

( یعنی هر کار دلت می خواهد بکن من نمی ترسم)

 

 

نن حسن یو نون حسن صاد گز رسن

Nen hasan yo noon hasan sad gaz rasan

 

(کنایه از تفاوت فاحش دو چیز)

 

 

وارگ ب گالا اوردن ( گرگ به گله آوردن)

Varg ba gala ordan

(کنایه از جنجال بر انگیزی)

 

 

 

او در رسن باسن

Ov dar rasan bassan

(بزرگ جلوه دادن یک امر کوچک)

 

 

ب او بوریکه سوتن

Ba ov borike sotan

( زندگی با امکانات کم و یا متعارف)

 

 

خر ب دم اینوسه گو ب سم

Khar ba dom inose go ba som

( کنایه از کسی که سطحی و گذرا ازکنار هر موضوعی رد می شود.)

 

ابیانه آتشی در دل خاکستر

 

 

 

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

قابل توجه گردشگران گرامی:

هرگونه تصویربرداری (عکس فیلم و یا ... ) از افراد محلی که لباس سنتی دارند

 ممنوع است و پیگرد قانونی دارد.

 برای کسب اطلاعات بیشتر از گردشگری ابیانه راهنمای گردشگری همین

تارنما را مطالعه فرمایید...

ابیانه آتشی در دل خاکستر

 

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

 بهشت یا شیراز...؟

 

 

 

جاده ای در حاشیه ی کویر به کجا می برد تو را؟به جایی می روی که گویی راهش هم مانند مردمانش مهربان و دوست داشتنی ست... راهی که روانت را به دره ای عمیق بر بلندای تاریخ ایران باستان و تمدن سترگ ایران می برد...

 از چه بگویم؟

از عظمت خطه ی پارس...

از شکوه جاودانی تخت جمشید یا استواری  آرامگه بزرگ مرد تاریخ...

در هر کجا که پای می نهم تمدنی ست وصف ناشدنی...هنگامی که پای در کشور پاسارگاد می نهی غرور ایرانی بودنت چنگ به دل می زند استواری آرامگه کوروش بزرگ در میان دشت سبز غیرت ایرانی بودنت را می ستاید..تخت جمشید همچنان پاینده است  با ورود به آن لرزه به اندامت می افتد اشک بر چشمانت جاری می شود و بر عظمت خداوندگار سجده می کنی... می دانی دل کندن از آن بس کاری دشوار و زبان از وصف این تمدن  سترگ ناتوان

چیست رمزو راز این تمدن عظیم؟

بگذار بگویم برایت از شیراز ...

بگذار بگوید حافظ که چه خوش گفت

...

               خوشا شیراز و وضع بی مثالش           خداوندا نگهدار از  زوالش

 

اگر کمی خوش شانس باشی شبی وارد شیراز شوی که پیش از تو این گلستان پارسی را باران زده باشد.کوه هایی مهربان تو را عاشقانه در آغوش می گیرند و به اندرون  دهکده ای رویایی رهنمون می کنند.دروازه قرآن با استواری به استقبالت  می آید.با دیدنش از خود بی خود می شوی و  از خودت می پرسی خدایا به کجا آمده ام؟اینجا کجاست؟ گویی هیچ نمی دانی از آن؟ اما هیچ جای نگرانی نیست ...این گلستان را مردمانی ست زیباتر از گلبرگ زیباترین گلی که تابحال دیده ای...با آغوشی گرم از محبت در انتظارت هستند.خود را به محبت این مردمان بسپار بدان که هیچ گاه در این باغستان غریب غریبی بر تو چیره نخواهد شد.بدان اینجا همه چیز مهربان است حتی دیوارهای بلند قلعه ی باستانی کریم خانی...

ناگهان صدایی می شنوی... آنکه تورا به شیراز کشاند تو را می خواند...

 

              به شیراز آی و فیض روح قدسی       بجوی از مردم صاحب کمالش

 

حافظ هنوز هم عاشقانه برای اهل دل می سراید یادت باشد که اگر به حافظیه وارد شوی جز سخن عشق گفتن  بدانجا حرام است.

به یاد داشته باش که اگر دل در گرو یار داده باشی بهترین لحظات عمرت را در کنار سعدی . حافظ و تاریخ مهربان این خطه می گذرانی...

 

هنگامی که لحظه ی بازگشت فرا می رسد انگار دنیایت به آخر رسیده است. اندوهی غریب وجودت را فرا می گیرد و فقط می خواهی فریاد بزنی...

 

بود آیا  که  دگر بار به  شیراز   رسم          بار  دیگر  بمراد  دل  خود   باز  رسم

هست  رازازلی در  دل  شیراز  نهان         خرم آنروز که کس برسر آن راز رسد

    بر سرمرقد سعدی که مقام سعد است       بسته دست  ادب و جبهه  قدم ساز رسم

    همت از تربت حافظ طلبم وز مددش            مست ومستانه به خلوتگه  اعزاز رسم

 

پاینده باد پارس باستانی

 

ابیانه آتشی در دل خاکستر

 

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

آیا می دانید کوروش بزرگ چگونه رضایت مردم را جلب می کرد؟


 

او معتقد بود که یکی از راههای شاد کردن و جلب محبت دیگران دعوت به خوردن و اشامیدن است او با دوستانش بر سر یک میز غذا می خورد و از سر میز غذای خود برای کسانی که خدمتگذار بودند غذا می فرستاد.

کوروش بزرگ برای کوچکترین خدمت پاداش های بزرگ می داد.

او شرمسار می گشت وقتی می دید خدمت دوستانش بیشتر از بذل و بخشش های اوست و معتقد بود:

رفتار پادشاه با رفتار شبان تفاوت ندارد چنان که شبان بیش از انکه به گله رسیدگی می کند نمی تواند برداشت کند پادشاه هم تا به مردم خدمت نکند نمی تواند راهی پیش برد...

 

ابیانه آتشی در دل خاکستر

 

 

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد

 

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

 

ابیانه آتشی در دل خاکستر

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

آیا می دانید عکس زیر از کجا گرفته شده ...؟

 

عکس زیر نمای جنوبی ایوان مسجد ۶۰۰ ساله ای است که در روستای ابیانه واقع شده است...

حال می دانید که چه بر سر قسمت گم شده ی ایوان چوبی که با رنگ قرمز مشخص شده آمده است...؟

شاهکار گردشگران

 

قسمت گم شده ی ایوان چوبی برای دم کردن چای و یا پختن غذا

توسط گردشگران سوزانده شده است...

ابیانه آتشی در دل خاکستر

 

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

چرا ذوالقرنین قرآن کورش بزرگ است؟؟؟

 

 

در آیات 83 تا 98 سوره کهف قرآن کریم داستانی را از فردی به نام ذوالقرنین بیان می کند که بزرگان تاریخ می گویند که ذوالقرنین همان کوروش بزرگ است اما عده ای بر این گفته خرده می گیرند و می گویند ذوالقرنین اسکندر است. برای بررسی این موضوع دلایلی را که اثبات می کند ذوالقرنین کورش است بیان می کنیم:

طبق این آیات:

1- ذوالقرنین پادشاهی است که مورد حمایت خداوند بوده و برای حکمرانی او همه ی وسایل از سوی خداوند مهیا گشته است.

2- او با استفاده از ان وسایل به مغرب زمین می راند و بر قومی در انجا احاطه پیدا می کند و بعد به نقطه ای می رسد که خورشید در آب فرو می رود.

3- بر آن قوم که احاطه پیدا کرد بسیار مهربان و انسان دوستانه برخورد می کند.

4- باز با همان اسبابی که خداوند به او داده به طرف شرق رهسپار می شود و در انجا بر قومی پیروز می شود.

5- و سپس به میان دو سد طبیعی می رسد که در شمال واقع است و در انجا قومی را می یابد که درو از تمدن اند و سخن نمی فهمند و ان قوم از ذوالقرنین برای نجات شان از شر اقوام وحشی و غارتگر به نام یاجوج و ماجوج کمک می طلبند و ذوالقرنین نیز به کمک انها میان دو کوه را سدی محکم از آجر و سنگ بنا می کند.

6- این شخص ( ذوالقرنین ) بسیار سخی و خوش قلب بوده و به جمع مال و منا ل علاقه ای نداشته است.

اگر زندگی اسکندر را مطالعه کنیم در می یابیم که اسکندر یک فاتح نیرومند است که در تمام فتوحاتش با تکیه بر نیروی نیزه و کشتار به اهدافش می رسیده پس او اصلا مهربان و دادگر نبوده گرچه او غرب تا شرق را فتح نموده است.مسیر حرکت اسکندر مانند ذوالقرنین نیست و هیچ گاه سدی برای پناه دادن قومی بنا نکرده است.

اما با مطالعه ی تاریخ تولد, جوانی و پادشاهی کورش بزرگ و تطبیق دادن ان با ذوالقرنین درمی یابیم که ذوالقرنین همان کورش بزرگ است.

سرزمین نور پاینده باد

ابیانه آتشی در دل خاکستر

 

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

ایا می دانید...؟؟؟

 هیچ زمانی در ایران برده داری رواج نداشته است؟؟؟

 

در پیکر های سنگی تراشیده شده در تخت جمشید هیچ کس سوار بر

 اسب نیست؟؟؟

 

... و همه ی پیکر های سنگی یک اندازه هستند؟؟؟

 

پاینده باد ایران

 

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

           

آشنایی با زبان های ایرانی ایران باستان

 

زبان شناسان در یک تقسیم بندی معروف زبان ها را به گروههایی تقسیم می کنند که از نظر ریشه به هم نزدیک هستند و این تقسیم بندی را خویشاوندی می گویند.زبان فارسی در این تقسیم بندی جزو گروه هند و اروپایی است که با زبان هایی چون ایتالیایی فرانسوی المانی و انگلیسی خویشاوند است بر عکس با زبان عربی هیچ خویشاوندی ندارد.

 

زبانهای ایران باستان

 

1- زبان مادی

 

این زبان متعلق به قوم ماد است که در حدود قرن 7 ق.م به حکومت رسیده اند.از این قوم جز چند واژه که اکثرا اسم خاص هستند وبه صورت غیر مستقیم از طریق مکتوبات اشوری به ارث رسیده چیز دیگری به دست نیامده است.

از این زبان نوشته یی تاکنون به دست نیامده است به همین دلیل نمی دانیم که این زبان به رشته ی تحریر در امده است یا نه؟

سه واژه ی مادی

        Zba اعلام کردن        Vazarakaبزرگ     Spakaسگ

 

2-زبان سکایی

 

این زبان زبان قوم سکا است که در شاهنامه همان قوم تورانیان می باشند. سکاها به دو شعبه تقسیم می شدند که داریوش کبیر در کتیبه نقش رستم از هر دو شعبه نام برده است.

متاسفانه از این زبان هم نوشته ای به دست نیامده است که مکتوب شدن انرا نشان دهد.

سه نمونه واژه ی سکایی:

     Pada         پا    Aspa   اسب    Hapta هفت

 

3- زبان اوستایی

 

این همان زبانی ست که کتاب مقدس زردشتیان به ان نوشته شده است. این زبان طبق نظر زبان شناسان ساده ترین و کامل ترین خط است این زبان کهن ترین زبان ایرانی است که از ان اثار مکتوب باقی مانده است. این زبان پس از به اتش کشیدن اوستا توسط اسکندر از طریق موبدان که انرا سینه به سینه نقل می کردند بر جای مانده است.

خط اوستایی دارای 48 حرف است که 14 حرف صدادار و 34 حرف بی صدا دارد و بعد از هر کلمه نقطه می گذارند و در انتهای جمله ها سه نقطه بصورت مثلث گذاشته می شود و این خط از راست به چپ نوشته می شود.

انتیل دوپرون فرانسوی اولین غیر زردشتی است که زبان اوستایی را فرا گرفت و همچنین وی اوستا شناسی را پایه گذاری کرد.

اوستا دارای 5 بخش است :

1. یسنا : به معنای ستایش که شامل سروده ها و دعاهای دینی است.

2. یشت : به معنای ستایش است.

3. وندیداد : به معنی قانون ضد دیو است که شامل مطالبی چون افرینش و اداب دینی می شود.

4. ویسپرد : به معنای همه ی سرودها است.

5. خرده اوستا : به معنای اوستای کوچک است مولف ان را ارتور پادمهر اسپندان موبد موبدان زمان شاپور دوم نام برده اند.این بخش از اوستا شامل نمازها و دعاهایی است که در مراسم دینی انجام می شوند.

 

4- زبان پارسی

 

این زبان زبان مردم پارس است و از ان نوشته های بسیاری باقی مانده است که به ارث رسیده از زمان هخامنشیان است و پادشاهان هخامنشی از آن برای ثبت تاریخ و نامهای خود در کتیبه ها استفاده می کرده اند.

پارسیان خط میخی که بابلیان بکار می بردند را کمی تغییر دادند تا برای ثبت زبان خودشان مناسب باشدو همچنین انرا الفبایی نمودند.

خط میخی دارای 36 حرف می باشد که 3 حرف ان اعراب اصلی است و 22 حرف آن صامت+مصوت آ  و4 حرف صامت + مصوت (ای) و 7 حرف صامت+مصوت ( _و) است. برای جدا کردن واژه ها از علامت > استفاده می شود.

 

برگرفته از مجله اطلاعات علمی با تصرف و تلخیص  

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

به نام هستی بخش و به نام افریننده ی عشق

 

مقدمه و وجه تسمیه ابیانه

 

غرض از تحریر این نوشته علاقه ایست به آتشی در دل خاکستر

 

ابیانه که درنظر این حقیر زیباترین ودل انگیز ترین نقطه ی دنیاست.

 

درمیان تمام عواملی که انسان با آنها زندگی می کند فرهنگ ومیراثی که ازگذشته به ارث می برد می تواندجایگاه او را دراجتماع مشخص کند که خوشبختانه ایران ,کشوری با تمدن ودارای فرهنگ گرانبهایی ست که این عوامل باعث شده تا همواره در طول تاریخ ایرانیان مردمی با فرهنگ وصاحب ارزشهایی از گذشته باشند .یکی از این میراث گرانبها که از عمق تاریخ به ارث رسیده است روستایی ست در دل رشته کوههای کرکس.

 

موقعیت:

 

ایران_ اصفهان_پس از عبور از بزرگراهها و جاده ها در حد فاصل جاده ی کاشان _ نطنزبه جاده ای می رسیم که به سمت غرب جدا می شود.دردره های با پستی وبلندی های زیاد که درهرچهارفصل سال زیبائیهای خاص خود را دارد."برزرود" (barzrood ) نامی ست که به این مسیر داده اند پس از پیمودن بیست کیلومتردر بین کوههاودره ها به روستایی می رسیم با رمزورازهای فراوان.

 

 

ابیانه

 

روستایی که هنوز می توان رنگ و بوی فرهنگ اصیل ایران باستان را در مراسم . کردار و فرهنگ مردم ان مشاهده کرد.

عده ای وجه تسمیه ی نام این روستا را این گونه بیان کرده اند:از انواع درختان درخت بید در این روستا بیشتر از همه وجود داشته است وبه همین دلیل نام این خطه بیدانه بوده و درزبانی که مردم ابیانه بدان تکلم می کنند (پهلوی دری)به ان "ویونا" (viuna)گفته می شود.( ویونا یعنی باغ پر از بید مجنون _ نام دخترانه_)

 

شرح مختصری از تاریخ ابیانه:

 

جوابی دقیق در پاسخ به این سوال که قدمت ابیانه به چند سال پیش بر می گردد وجود ندارد.اماازروی اثار وعلائم موجود می توان قدمت ابیانه را حدس زد.

از انجا که تپه های سیلک کاشان( این تپه های 7 هزار ساله درخیابان امیرکبیر کاشان قرار گرفته ودرحال حاضر مشتمل بر یک تپه جنوبی است که به فاصله ی 500 متر از یکدیگرقراردارندودرجلوی این تپه ها گورستان هایی از انسان های ماقبل تاریخ وجوددارد.)چندین بار مورد تخریب وبازساری قرار گرفته  مردمی که در ان می زیسته اند درصدد یافتن مکانی برای زندگی بهتر بر امده اند.و می توان ادعا کرد که یکی از مکانهایی که این قوم  برای زندگی برگزیده اند ( به دلیل نزدیک بودن به این روستاو خوب بودن اب وهوا ) ابیانه است وبا این گونه توجیه می توان قدمت ابیانه را تغریبا برابر قدمت تپه های سیلک کاشان دانست

بافت ساختمانی کنونی این روستا دومین  بافت ساخته شده ی  ابیانه در طول تاریخ است.

ارتفاع این روستا از سطح دریا حدود2100 متر است .

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

 

                                          ویژگی های بافت ساختمانی

 

ابیانه روستایی ست پلکانی که سقف هر خانه را می توان حیاط خانه ی بالایی درنظر گرفت و مجموعه ی خانه ها به سینه ی کوهی خاکستری رنگ تکیه داده است:

 

 

ابیانه خجسته زاد گاهم     ای مایه ی فخر و عزو جاهم

   

از مادر خاک تاکه زادی      بر سینه ی کوه تکیه دادی 

(دکتر یحیی حدادی ابیانه)      

 

 

 

هنگامی که از تپه های مشرف به این روستا به نمای روستا می نگریم انرا همانند *  آتشی سرخ بر دل خاکستر * می بینیم.در پشت کوه شمالی مشرف به ابیانه معدن خاک قرمزی وجود داردکه تمام بناها وخشت های ساختمان های این روستا از این خاک ساخته شده است وقرمزی خاک به دلیل وجود مس در ان می باشد.

ظروف قدیمی و خرابه های بدست امده حاکی از ان است که بنای اولیه ی این روستا بر روی تپه ای خاکی بوده که " نزاتون " (nezatoon ) نام دارد ودر بین باغ های این روستا وبا کمی فاسله از بافت کنونی بوده است. و کلمه ی "نزاتون" یا " آتون " این را ثابت می کند که مردمی که در این خطه می زیسته اند به شغل سفالگری مشغول بوده اندوبا توجه به انکه در سیلک کاشان نیز سفالهای بدست امده تاریخ انجا را نشان می دهند این موضوع می تواند دلیلی بر نزدیکی تاریخ ابیانه به سیلک کاشان باشد( تپه های سیلک : این تپه های 7 هزار ساله در خیابان امیر کبیرکاشان قرار گرفته ودر حال حاضر مشتمل بر یک تپه شمالی و یک تپه ی جنوبی است که به فاصله ی 500 متر از هم قراردارندو در جلوی این تپه ها گورستان هایی از انسانهای ماقبل تاریخ وجود دارد.) وهمچنین در نزدیکی قلعه  نزاتون مجموعه باغ هایی وجود دارد که نام انها " ساروونه " (sarvoone) است که برگرفته از کلمه ی ساربانه می باشد واین موضوع نشان می دهد که مردم این خطه زمانی را نیز به شتر داری مشغول بوده اند.

در اطراف بافت کنونی این ده سه قلعه ی حفاظتی دیده می شود که یکی از انها به قلعه ی هرده (herdah ) به معنای پایین ده می باشد وگفته می شود در زمانهای دور دخمه ی زرتشتیان بوده است و هرساله در تاسوعا و عاشورا نخل محله ی پایین ده را از کوهی که این قلعه برروی ان بنا شده است بالا می اورندو همچنین دو قلعه ی دیگر نیز بر روی کوههای دیگر وجود دارند(به جای مانده از زمان ساسانیان) که درگذشته امنیت روستا را برقرار می ساخته اند.

هنگامی که در کوچه های ابیانه قدم می گذاریم علاوه بر دیوارهای سرخ و معماری منحصر بفرد  خانه ها پنجره ها توجه ما را به خود جلب می کنند. هرتازه واردی به این روستا می تواند با کمی دقت دهها مدل پنجره ی چوبی را که هریک زیبایی و ویژگی های خاص خود را دارد مشاهده کند و جالب تر اینکه هریک از این پنجره ها نام مخصوصی دارند مانند: " ارسی " ( orosi ) و شوقه (shoghe) و....

از دیگر شگفتی های ساختمانی این روستا می توان ضد زلزله بودن خانه ها و خانه های سه یا چهار طبقه ای نام برد که فقط با سنگ – گل – خشت و چوب ساخته شده اندو مهمتر از همه اینکه کوچه ی بن بست در ابیانه وجود ندارد.

داخل خانه های قدیمی  با نقشه های متفاوتی ساخته شده است که ازجمله مهمترین انها "چهارصفه "(chaharsofe ) است که شامل راهرویی بصورت علامت + در وسط و اتاق هایی در چهار طرف ان می باشد.دربعضی از خانه ها مانند خانه ی"سفره" (safareh) می توان ویژگی های دیگری از جمله وجود تنور برای پخت نان در طبقه ی دوم ودوربین مدار بسته به سبک قدیمی برای محافظت اهل خانه در برابر حمله ی یاغی ها را مشاهده کرد.                              

   اماکن و بناهای تاریخی

اتشکده هارپاک :

 

این اتشکده دروسط روستا ودر دامنه ی کوهی با شیب تند قرار گرفته است و شامل سه طبقه است.اگر کمی به خصوصیات ساختمانی این اتشکده دقت کنیم متوجه می شویم که این بنا از عهد ساسانی به جای مانده است.

عده ای نام این اتشکده را تغییر یافته ی کلمه ی "هرپک"(herpak) که در گویش ابیانه ای ها به معنی "زیر پله" است.اما عده ای دیگر این نام را به هارپاک که چهرهای بزرگ وبرتر در تاریخ هخامنشی وماد است نسبت می دهند.در هیچ نقطه ای از ایران اتشکده ای به این نام وجود ندارد اما دلیل وجود داشتن این اتشکده با این نام را در ابیانه را می توان پایبند بودن مردم این خطه به سنت هایشان دانست.

داستان هارپاک از این قرار است:

هوخشتره ( شاه ماد ) پس از نابود کردن  آشور به سال 612 ق.م وایجاد امپراطوری ماد ثروت بزرگی برای فرزندش به ارث گذاشت.اما فرزند وی به جای محافظت از این ارزش ها به ظلم کردن و عیاشی پرداخت. شبی خواب دید که از شکم دخترش ( ماندانا ) چشمه ای جوشید که سراسر اسیا را در بر گرفت. تعبیر خواب او چنین بود که دختر او ماندانا پسری به دنیا خواهی اورد که سلطنت را از وی خواهد گرفت.شاه ماد ماندانا را به کمبوجیه

_که مردی نجیب بود_ داد به امید اینکه از وی فرزندی ارام و نجیب مانند خودش به دنیا خواهد امد.

ماندانا کورش را به دنیا اورد و دوباره خواب پادشاه به گونه ای دیگر تکرار شد  واین شاه کوروش را به هارپاک  _وزیر خود_ سپرد تا کورش را نابود سازد و هارپاک نیز از کشتن این کودک صرفنظر کرد و او را به چوپان دربار (مهرداد )  سپرد و این طفل در قصر پدرش بزرگ شد.سرانجام روزی شاه ماد فرزند ماندانا را شناخت و درصدد انتقام گرفتن از هارپاک بر امد  وتا انجا که دستور داد پسر وی را کشتند و در یک مهمانی گوشت  بدن پسر به خورد پدر دادندهارپاک  با این وجود که از ماجرا با خبر شده بود ولی سکوت کرد.هنگامی که کورش در پارس دست به قیام زد شاه ماد هارپاک را به فرماندهی سپاه برای سرکوب کردن کورش برگزید  وهارپاک نیز فرصت را غنیمت شمرد ودر اولین فرصت سپاه را تسلیم کورش نمود و کورش نیز پایتخت ماد را فتح کرد و سلسله ی ماد منقرض شد.و کورش به پاس بزرگواری هارپاک دستور داد تا در جای جای ایران اتشکده هایی را به نام هارپاک بنا کنند.که یکی از انها احتمالا اتشکده ی ابیانه است.

 

(طبق اخرین تحقیقات که منبع ان هنوز چاپ نشده است نام هارپاک برای اتشکده ابیانه نادرست است)

 

 

مسجد جامع ابیانه :

 

این مسجد در مکانی از روستا واقع است که به ان "میان ده " می گویند.این مسجد دارای عجایبی از لحاظ تاریخی وزیبایی است که ازجمله ی انها می توان: درب  ورودی – منبر قدیمی – ستونهای زیبا ومحراب چوبی منبت کاری شده را نام برد.

درب ورودی این مسجد در سال1311 ه ق بوسیله ی استاد صفرعلی بیدگلی ساخته شده است واستادانی دیگر هم درزمانهای بعد به مرمت خرابیهای در ( البته با همان سبک قدیمی ) پرداخته اند.

درداخل مسجد وروبروی درب ورودی درب دو لنگه ای سیاهرنگی وجود دارد که با عبوراز این دروارد محوطه ای می شویم که پایین تر از مسجد ( ازلحاظ ارتفاع ) قراردارد اما حسی به انسان القا می شود که گویی برای لحظه ای عقل وهوش ازوجود انسان رخت برمی بندد.این همان محراب قدیمی مسجد جامع است.سقف چوبی – کف چوبی وستونهای چوبی هر تازه واردی را به شگفتی وامی دارد.درانتهای این سالن کتیبه ای چوبی مشاهده می شود که برروی ان گل وبوته ونقش ونگارهایی وهمچنین سوره ی یس با خط کوفی حک شده است واین محراب تاریخ 477 ه ق رابر خود دارد و در کنار ان منبر کوچک چوبی به چشم می خورد. این محراب چوبی زیبا به دستورابوجعفرمحمد فرزند علی ساخته شده است.

درشبستان جدید مسجد ستونها ونقش هایی بر روی سقف دیده می شود که ازنوشته های سقف می توان دریافت که تعمیرات سقف این مسجد در سال477 ه ق وتوسط دو برادر به نامهای ملا مهدی و ملا ابوالقاسم انجام شده است. وهمچنین منبری بسیار زیبا در این شبستان وجود دارد که حکایت ازدوره ی سلجوقیان دارد(محرم 466 ه ق )

 

مسجد حاجتگاه :

 

این مسجد در کنار اسیاب ابیانه ودربستر کوهی سنگی قراردارد در ورودی ان تاریخ 953 ه ق رابر خود دارد و ایوانی نیزدر کنار این مسجد است که گویی در ادای نذرزنی که حاجتش را گرفته بوده ساخته شده است.  

 

 

مسجد پرزله (porzale ):

:

 

این مسجد در محله ای به نام پرزله (porzale) قرار دارد ودر دو طبقه ساخته شده  که در سمت شرقی این مسجد 2 ذر وجود دارد که  تاریخ درب دو لنگه ای  شرقی  1508 ه ق وتاریخ درب یک لنگه ای شرقی 701 (ه ق) می باشد.در طبقه ی دوم دری دولنگه ای بطرف غرب مسجد باز می شود  که تاریخ 1501  ه ق را بر پیکر خود دارد. همچنین این مسجد ایوانی بطرف جنوب روستا دارد که از ان می توان براحتی طبیعت و کوههای  مقابل روستا را مشاهده کرد.

 

 

 

مسجد یسمان(yosman ):

 

 

از این مسجد تاریخی که بتوان قدمت انرا تخمین زد وجود ندارد اما از درخت تنومندی که در کنار ان وجوددارد و عمر ان متجاوز از پانصد سال است می توان دریافت که این مسجد از بناهای قبل از دوره ی صفویه است.

(گفته می شود اکثر مساجد ابیانه قبل از اسلام معبد بوده اند و پس از اسلام به مسجد تبدیل شده اند.)

 

امامزاده ابیانه :

 

این امامزاده در محله ی پایین قرار دارد ومدفن دو تن از امامزادگان به نامهای شاهزاده یحیی وشاهزاده عیسی (فرزندان امام موسی کاظم ع ) است.این امامزاده دارای چند ایوان است که زیباترین انها ایوان جنوبی است که در برگیرنده ی طبیعت جنوبی روستا است.

 

 

 

هینزا ( hinza ) :

 

در ضلع جنوب شرقی ابیانه وپس از گذشتن از تپه ای نسبتا بلند وعبور از کنار باغهای سرسبزبه دره ای زیبا ودل انگیز می رسیم که هینزا نام دارد در انتهای این دره ساختمانی به چشم می خورد که نظرات مختلفی در مورد ان وجود دارد:

1- گفته می شود که این مکان گذرگاه بی بی زبیده خاتون بوده و هنگامی که دشمنان وی قصد کشتن او را می کنند او به این کوه پناه می اورد. درزمان ما نیز از این مکان بعنوان زیارگاهی برای مردم مورد احترام است.

2- نظردیگری در مورد این مکان حاکی از ان است که: نام "هینزا" تحریف شده ی نام" میترا"است و مکانی ست برای پرستش میترا الهه ی قبل از زرتشت.( دلیل ان هم می تواند این باشد که ایرانیان باستان بر اساس عقاید خود این معابد را درکنار نهرویا جوی ها می ساختند واین بنا نیز در کنار یک جوی اب همیشه روان ساخته شده است.)

طبق اخرین تحقیقات گفته می شود که نام هینزا برگرفته از هنز اب ( henz ab ) (که در زبان اوستایی به معنی جایی که اب از زمین می جوشد) است می باشد.

 

 

 

خانقاه :

 

دردوره ی شاه عباس صفوی که اسفهان پایثخت ایران شد مقامات دولتی به ابیانه به دلیل اب وهوای مناسب توجه بسیاری داشتند وبه این روستا بسیاررفت و امد می شد به همین دلیل اهالی روستا به فکر خانه ای برای پذیرایی از مهمانان افتادند واین بنا را به نام "خانقاه" بنا نهادند.

 

چهار صفه های دوره ی صفویه:

 

در چهار صفه های دوره ی صفویه طبقه ی اول ساختمان اختصاص به اطاق های لازم زندگی روستایی و برر روی این طبقه که با گرفتن شیب زمین سطحی صاف و هموار به دست می امده ساختمان اصلی چهار صفه بنا شده است. به این ترتیب که در چهار جهت اصلی خانه چهار صفه به ابعاد 5/3 در5/4 متر و موازی و قرینه پیش بینی شده و در زوایای چهار گانه ی صفه ها اطاق های نشیمن زمستانی_ انباری یا ( دست دون) به وجود امده است.

در سقف فضای مربع میان چهار صفه نورگیری باز به شکل مربع یا 8 ضلعی منتظم به منظور روشنایی ساختمان و تهویه تعبیه شده است که از این روزنه طبقه ی تحتانی نیز نور می گرفته است.

در ورودی این چهار صفه ها دو لنگه ای است و با حلقه چکش زنگ و گل میخ هایی ارایش یافته است.فضای وسیع چهار صفه در زندگی سنتی مردم و در منطقه ی سردسیر که ایجاب می کرده  در مواقع عروسی یا عزا از مردم ده پذیرایی شوداز ضروریات بوده و اگر خانه ای ظرفیت چهار صفه ای نمی داشته سعی شده در ان اطاقی به وسعت بیش از حد معمول به نام پنج دری یامهممان خوانساخته شود دیوار رو به افتاب این پنج دری ها 5 دریچه به ابعاد 20/1 در 80 و بر روی هر یک از انها شبکه های هلالی شکل چوبی با طرح ونقش های هندسی ظریف نصب شده و به نمای ساختمان جلوه ای می داده است.

(برای مطالعه ی بیشتر در مورد چهار صفه به کتاب ابیانه و فرهنگ مردم ان اثرمرحوم خوانساری ابیانه مراجعه کنید.)

 

قلعه ها :


 

این روستا دارای سه قلعه ی حفاظتی می باشد که در گذشته از این قلعه ها برای محافظت روستا استفاده می شده است و بقایای انها هنوز برروی کوههای شمالی وجنوبی روستا به جای مانده است.

 

آسیابها :

 

ابیانه دارای سه اسیاب ابی  ( پایین – وسط  - بالا ) می باشد که تا چند سال پیش نیز مورد استفاده ی مردم بود اما در چند سال اخیر به دلیل امد و شد زیاد مردم به شهرهای اطراف احساس نیازکمتری نسبت به این اسیابها می شود و متاسفانه این اسیابهای شگفت انگیز(از لحاظ ساختارفرایندی که در انها گندم به ارد تبدیل می شود.)وزیبا نه تنها مورد بی توجهی مردم و میراث فرهنگی قرار گرفته بلکه تخریب انها نیزشدت گرفته است.

 

 

غار "پری هل" (parihol):

 

پس از گذشتن ازکوههای جنوبی مشرف به روستا به کوهی می رسیم که غار زیبایی در ان قراردارد.این غار در زمانهای قدیم پناهگاهی برای چوپانان و گوسفندانشان بوده است ودارای قسمتی است که به ان موزه ی غار گفته می شود که دارای قندیل های اهکی است و می توان ادعا کرد که این غاریکی از زیبا ترین غارهای ایران است.


ابیانه آتشی در دل خاکستر

 

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

از جاده ی قدیم کاشان _ نطنز جاده ای بسمت غرب جدا می شود که پس از طی 20 کیلومتر در جاده ای پر پیچ و خم به ابیانه میرسد( به دلیل پر پیچ وخم بودن جاده در این 20 کیلومتر این جاده خطر ناک است و رعایت نکات ایمنی در رانندگی بسیار ضروری است.)

 

امکانات رفاهی:

 

این روستا دارای ساختمان های خدماتی به شرح زیر است:

_بهداری

_مخابرات ( مجهز به یک سیستم متصل به اینترنت)

_هتل

 _بانک صادرات (مجهز به سیستم سپهر- خود پرداز ان نصب نشده است)

_تعدادی فروشگاه مواد غذایی وزینت الات

_یک نانوایی( که بیشتر وقت ها پخت نمی کند)

ـ یک ساندویچی با غذاهای سرد و گرم

 

علاوه بر هتل خانه هایی نیز هستند که مردم آنها را بصورت اجاره در اختیار گردشگران قرار می دهند.


توصیه ی ما به گردشگرانی که قصد تحقیق و بازدید از ابیانه را دارند این است که ابتدا مطالب این وبلاگ را در مورد فرهنگ وتاریخ ابیانه مطالعه کنند تا در هنگام بازدید از این روستای تاریخی لذت سفر به عمق تاریخ را تجربه کنند.

کلیه ی خدمات اینترنتی این وبلاگ مانند قرار دادن مطالب در اختیار مخاطبان و محققان و همچنین گردشگران رایگان است.و همچنین گردشگران می توانند بوسیله ی تماس با مدیر این وبلاگ سوالات خود را مطرح  نمایند.

 

 

شما می توانید سوالات و نظرات خود را در قسمت نظرات وبلاگ مطرح و یا با شماره 09125175741   (همراه مدیر وبلاگ) تماس حاصل نمایید.

 

از هیچ گونه تلاشی در مورد اشاعه ی فرهنگ نیاکانمان و معرفی تاریخ

در حد توان خویش دریغ نخواهیم کرد.

 

 

نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |

مطالب این قسمت برگرفته از سایت sepandarmazd

نمــــــاد فـــــــروهر

 

نياكان ما از چند هزار سال پيش دريافته بودند كه هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده كه پويندگي و بالندگي انسان از كوشش و جوشش آن‌هاست.

فروهر از دو واژه‌ي “فره” به معني جلو، پيش و “وهر” يا ورتي به معني برنده و كشنده درست شده است و شايد بتوان گفت از نظر زندگي، فروهر بزرگترين و باارزش‌ترين جزء وجود انسان است ، چون پرتوي از هستي بي‌پايان اهورامزداست كه انسان را به‌سوي رسايي رهنما مي‌شود و وظيفه‌ي پيش‌بري و فرابري، براي انسان به برترين پايه‌ي هستي را داراست. و پس از مرگ با همان پاكي و درستي به اصل خود (اهورامزدا) مي‌پيوندد.

امروزه نگاره‌ي زير بين زرتشتيان نمايانگر شكل فروهر است و به‌عنوان نشانواره‌ي دين زرتشتي به‌كار مي‌رود. اين نگاره، گذشته‌ي چندين هزارساله داشته و شبيه آن در جاهاي ديگر و نزد قوم‌هاي ديگري ديده شده است ولي شكل كنوني آن در كتيبه‌هاي هخامنشي بالاي سر پادشاهان ديده مي‌شود.

 

نظرات و پیشنهادات شما ما را در اطلاع رسانی بهتر این وبلاگ یاری می کند. 


:ادامه مطلب:
نگاشته شده توسط محمدرضاحاجی زاده ابیانه| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ