اماکن و بناهای تاریخی
اتشکده هارپاک :
این اتشکده دروسط روستا ودر دامنه ی کوهی با شیب تند قرار گرفته است و شامل سه طبقه است.اگر کمی به خصوصیات ساختمانی این اتشکده دقت کنیم متوجه می شویم که این بنا از عهد ساسانی به جای مانده است.
عده ای نام این اتشکده را تغییر یافته ی کلمه ی "هرپک"(herpak) که در گویش ابیانه ای ها به معنی "زیر پله" است.اما عده ای دیگر این نام را به هارپاک که چهرهای بزرگ وبرتر در تاریخ هخامنشی وماد است نسبت می دهند.در هیچ نقطه ای از ایران اتشکده ای به این نام وجود ندارد اما دلیل وجود داشتن این اتشکده با این نام را در ابیانه را می توان پایبند بودن مردم این خطه به سنت هایشان دانست.
داستان هارپاک از این قرار است:
هوخشتره ( شاه ماد ) پس از نابود کردن آشور به سال 612 ق.م وایجاد امپراطوری ماد ثروت بزرگی برای فرزندش به ارث گذاشت.اما فرزند وی به جای محافظت از این ارزش ها به ظلم کردن و عیاشی پرداخت. شبی خواب دید که از شکم دخترش ( ماندانا ) چشمه ای جوشید که سراسر اسیا را در بر گرفت. تعبیر خواب او چنین بود که دختر او ماندانا پسری به دنیا خواهی اورد که سلطنت را از وی خواهد گرفت.شاه ماد ماندانا را به کمبوجیه
_که مردی نجیب بود_ داد به امید اینکه از وی فرزندی ارام و نجیب مانند خودش به دنیا خواهد امد.
ماندانا کورش را به دنیا اورد و دوباره خواب پادشاه به گونه ای دیگر تکرار شد واین شاه کوروش را به هارپاک _وزیر خود_ سپرد تا کورش را نابود سازد و هارپاک نیز از کشتن این کودک صرفنظر کرد و او را به چوپان دربار (مهرداد ) سپرد و این طفل در قصر پدرش بزرگ شد.سرانجام روزی شاه ماد فرزند ماندانا را شناخت و درصدد انتقام گرفتن از هارپاک بر امد وتا انجا که دستور داد پسر وی را کشتند و در یک مهمانی گوشت بدن پسر به خورد پدر دادندهارپاک با این وجود که از ماجرا با خبر شده بود ولی سکوت کرد.هنگامی که کورش در پارس دست به قیام زد شاه ماد هارپاک را به فرماندهی سپاه برای سرکوب کردن کورش برگزید وهارپاک نیز فرصت را غنیمت شمرد ودر اولین فرصت سپاه را تسلیم کورش نمود و کورش نیز پایتخت ماد را فتح کرد و سلسله ی ماد منقرض شد.و کورش به پاس بزرگواری هارپاک دستور داد تا در جای جای ایران اتشکده هایی را به نام هارپاک بنا کنند.که یکی از انها احتمالا اتشکده ی ابیانه است.
(طبق اخرین تحقیقات که منبع ان هنوز چاپ نشده است نام هارپاک برای اتشکده ابیانه نادرست است)

مسجد جامع ابیانه :
این مسجد در مکانی از روستا واقع است که به ان "میان ده " می گویند.این مسجد دارای عجایبی از لحاظ تاریخی وزیبایی است که ازجمله ی انها می توان: درب ورودی – منبر قدیمی – ستونهای زیبا ومحراب چوبی منبت کاری شده را نام برد.
درب ورودی این مسجد در سال1311 ه ق بوسیله ی استاد صفرعلی بیدگلی ساخته شده است واستادانی دیگر هم درزمانهای بعد به مرمت خرابیهای در ( البته با همان سبک قدیمی ) پرداخته اند.
درداخل مسجد وروبروی درب ورودی درب دو لنگه ای سیاهرنگی وجود دارد که با عبوراز این دروارد محوطه ای می شویم که پایین تر از مسجد ( ازلحاظ ارتفاع ) قراردارد اما حسی به انسان القا می شود که گویی برای لحظه ای عقل وهوش ازوجود انسان رخت برمی بندد.این همان محراب قدیمی مسجد جامع است.سقف چوبی – کف چوبی وستونهای چوبی هر تازه واردی را به شگفتی وامی دارد.درانتهای این سالن کتیبه ای چوبی مشاهده می شود که برروی ان گل وبوته ونقش ونگارهایی وهمچنین سوره ی یس با خط کوفی حک شده است واین محراب تاریخ 477 ه ق رابر خود دارد و در کنار ان منبر کوچک چوبی به چشم می خورد. این محراب چوبی زیبا به دستورابوجعفرمحمد فرزند علی ساخته شده است.
درشبستان جدید مسجد ستونها ونقش هایی بر روی سقف دیده می شود که ازنوشته های سقف می توان دریافت که تعمیرات سقف این مسجد در سال477 ه ق وتوسط دو برادر به نامهای ملا مهدی و ملا ابوالقاسم انجام شده است. وهمچنین منبری بسیار زیبا در این شبستان وجود دارد که حکایت ازدوره ی سلجوقیان دارد(محرم 466 ه ق )
مسجد حاجتگاه :
این مسجد در کنار اسیاب ابیانه ودربستر کوهی سنگی قراردارد در ورودی ان تاریخ 953 ه ق رابر خود دارد و ایوانی نیزدر کنار این مسجد است که گویی در ادای نذرزنی که حاجتش را گرفته بوده ساخته شده است.
مسجد پرزله (porzale ):
:
این مسجد در محله ای به نام پرزله (porzale) قرار دارد ودر دو طبقه ساخته شده که در سمت شرقی این مسجد 2 ذر وجود دارد که تاریخ درب دو لنگه ای شرقی 1508 ه ق وتاریخ درب یک لنگه ای شرقی 701 (ه ق) می باشد.در طبقه ی دوم دری دولنگه ای بطرف غرب مسجد باز می شود که تاریخ 1501 ه ق را بر پیکر خود دارد. همچنین این مسجد ایوانی بطرف جنوب روستا دارد که از ان می توان براحتی طبیعت و کوههای مقابل روستا را مشاهده کرد.

مسجد یسمان(yosman ):
از این مسجد تاریخی که بتوان قدمت انرا تخمین زد وجود ندارد اما از درخت تنومندی که در کنار ان وجوددارد و عمر ان متجاوز از پانصد سال است می توان دریافت که این مسجد از بناهای قبل از دوره ی صفویه است.
(گفته می شود اکثر مساجد ابیانه قبل از اسلام معبد بوده اند و پس از اسلام به مسجد تبدیل شده اند.)
امامزاده ابیانه :
این امامزاده در محله ی پایین قرار دارد ومدفن دو تن از امامزادگان به نامهای شاهزاده یحیی وشاهزاده عیسی (فرزندان امام موسی کاظم ع ) است.این امامزاده دارای چند ایوان است که زیباترین انها ایوان جنوبی است که در برگیرنده ی طبیعت جنوبی روستا است.
هینزا ( hinza ) :
در ضلع جنوب شرقی ابیانه وپس از گذشتن از تپه ای نسبتا بلند وعبور از کنار باغهای سرسبزبه دره ای زیبا ودل انگیز می رسیم که هینزا نام دارد در انتهای این دره ساختمانی به چشم می خورد که نظرات مختلفی در مورد ان وجود دارد:
1- گفته می شود که این مکان گذرگاه بی بی زبیده خاتون بوده و هنگامی که دشمنان وی قصد کشتن او را می کنند او به این کوه پناه می اورد. درزمان ما نیز از این مکان بعنوان زیارگاهی برای مردم مورد احترام است.
2- نظردیگری در مورد این مکان حاکی از ان است که: نام "هینزا" تحریف شده ی نام" میترا"است و مکانی ست برای پرستش میترا الهه ی قبل از زرتشت.( دلیل ان هم می تواند این باشد که ایرانیان باستان بر اساس عقاید خود این معابد را درکنار نهرویا جوی ها می ساختند واین بنا نیز در کنار یک جوی اب همیشه روان ساخته شده است.)
طبق اخرین تحقیقات گفته می شود که نام هینزا برگرفته از هنز اب ( henz ab ) (که در زبان اوستایی به معنی جایی که اب از زمین می جوشد) است می باشد.

خانقاه :
دردوره ی شاه عباس صفوی که اسفهان پایثخت ایران شد مقامات دولتی به ابیانه به دلیل اب وهوای مناسب توجه بسیاری داشتند وبه این روستا بسیاررفت و امد می شد به همین دلیل اهالی روستا به فکر خانه ای برای پذیرایی از مهمانان افتادند واین بنا را به نام "خانقاه" بنا نهادند.
چهار صفه های دوره ی صفویه:
در چهار صفه های دوره ی صفویه طبقه ی اول ساختمان اختصاص به اطاق های لازم زندگی روستایی و برر روی این طبقه که با گرفتن شیب زمین سطحی صاف و هموار به دست می امده ساختمان اصلی چهار صفه بنا شده است. به این ترتیب که در چهار جهت اصلی خانه چهار صفه به ابعاد 5/3 در5/4 متر و موازی و قرینه پیش بینی شده و در زوایای چهار گانه ی صفه ها اطاق های نشیمن زمستانی_ انباری یا ( دست دون) به وجود امده است.
در سقف فضای مربع میان چهار صفه نورگیری باز به شکل مربع یا 8 ضلعی منتظم به منظور روشنایی ساختمان و تهویه تعبیه شده است که از این روزنه طبقه ی تحتانی نیز نور می گرفته است.
در ورودی این چهار صفه ها دو لنگه ای است و با حلقه چکش زنگ و گل میخ هایی ارایش یافته است.فضای وسیع چهار صفه در زندگی سنتی مردم و در منطقه ی سردسیر که ایجاب می کرده در مواقع عروسی یا عزا از مردم ده پذیرایی شوداز ضروریات بوده و اگر خانه ای ظرفیت چهار صفه ای نمی داشته سعی شده در ان اطاقی به وسعت بیش از حد معمول به نام پنج دری یامهممان خوانساخته شود دیوار رو به افتاب این پنج دری ها 5 دریچه به ابعاد 20/1 در 80 و بر روی هر یک از انها شبکه های هلالی شکل چوبی با طرح ونقش های هندسی ظریف نصب شده و به نمای ساختمان جلوه ای می داده است.
(برای مطالعه ی بیشتر در مورد چهار صفه به کتاب ابیانه و فرهنگ مردم ان اثرمرحوم خوانساری ابیانه مراجعه کنید.)
قلعه ها :
این روستا دارای سه قلعه ی حفاظتی می باشد که در گذشته از این قلعه ها برای محافظت روستا استفاده می شده است و بقایای انها هنوز برروی کوههای شمالی وجنوبی روستا به جای مانده است.
آسیابها :
ابیانه دارای سه اسیاب ابی ( پایین – وسط - بالا ) می باشد که تا چند سال پیش نیز مورد استفاده ی مردم بود اما در چند سال اخیر به دلیل امد و شد زیاد مردم به شهرهای اطراف احساس نیازکمتری نسبت به این اسیابها می شود و متاسفانه این اسیابهای شگفت انگیز(از لحاظ ساختارفرایندی که در انها گندم به ارد تبدیل می شود.)وزیبا نه تنها مورد بی توجهی مردم و میراث فرهنگی قرار گرفته بلکه تخریب انها نیزشدت گرفته است.
غار "پری هل" (parihol):
پس از گذشتن ازکوههای جنوبی مشرف به روستا به کوهی می رسیم که غار زیبایی در ان قراردارد.این غار در زمانهای قدیم پناهگاهی برای چوپانان و گوسفندانشان بوده است ودارای قسمتی است که به ان موزه ی غار گفته می شود که دارای قندیل های اهکی است و می توان ادعا کرد که این غاریکی از زیبا ترین غارهای ایران است.
|
+| نگاشته شده توسط
محمدرضاحاجی زاده ابیانه
|